وبلاگ

هوش‌های چندگانه گاردنر

هوش های چندگانه گاردنر
روانشناسی شخصیت

هوش‌های چندگانه گاردنر

گردآوری شده از منابع متعدد

گردآوری شده از منابع متعدد

برگردان و تلخیص: صدف اوحدی

هوش که در زبان انگلیسی به Intelligence شناخته می‌شود یکی از موضوعاتی است که بسیار مورد توجه بوده و تاثیر مستقیمی بر زندگی هر فرد دارد؛ اما به راستی هوش چیست و چگونه باید از آن بهره ببریم؟

هنگامی که واژه هوش به گوش ما می‌خورد، معمولا مفهوم ضریب هوشی یا IQ که معادل هوش منطقی-ریاضی است به ذهنمان می‌رسد و فکر می‌کنیم فقط یک نوع هوش وجود دارد که آن هم از بدو تولد همراه ماست. در مقابل این تفکر سنتی، نظریه‌های مختلفی ارائه شده‌است. این نظریات عموما اشاره دارند که برای شناسایی تمام قابلیت‌های یک فرد نباید تنها به ضریب هوشی او توجه کرد؛ زیرا باهوش بودن فرد تنها به ضریب هوشی او وابسته نیست بلکه باید به جنبه‌های دیگر هوش هم توجه داشت. هر دانشمندی با رویکرد خاص خود و از زوایه‌ی دید متفاوتی به هوش نگاه می‌کند، به همین دلیل با انواع مختلفی از رویکردها روبه‌رو هستیم که در ادامه با یکی از آن‌ها آشنا خواهیم شد. 

هوارد گاردنر (Howard Gardner) استاد روانشناسی دانشگاه هاروارد در کتاب خود با عنوان «چارچوب‌های ذهنی: نظریه هوش‌های چندگانه» نظریه‌ای با عنوان هوش‌های چندگانه را در سال 1983 بیان کرد و نگاه جدیدی نسبت به هوش ایجاد نمود. او در نظریه خود توضیح می‌دهد که انسان‌ها دارای انواع مختلفی از هوش هستند و اگر کسی برای مثال در ریاضی قوی نیست به این معنی نمی‌باشد که او کم هوش است؛ بلکه شاید در جنبه‌های دیگری دارای بهره هوشی بالایی باشد. 

گاردنر با بررسی کودکان با استعداد و افراد بالغی که دچار آسیب‌مغزی بودند به این نتیجه رسید که افراد استعداد و نبوغ‌های دیگری دارند که شاید براساس آزمون‌های ایده‌آل سنتی شناسایی نشوند. برای مثال او با استفاده از تحقیقات عصبی جسمانی (نوروفیزیکی) و مطالعاتی در رابطه با افراد اوتیسم ثابت کرد قسمت‌های مختلف مغز دارای توان هوشی متفاوت است که در تعریف سنتی هوش به آن توجهی نمی‌شود. به عقیده‌ی او هوش صرفا به معنای توانایی استدلال منطقی-ریاضی نیست. تو در بخش اول کتاب خود هفت نوع هوش را معرفی کرده اما بعد‌ها یک هوش دیگر به نام «هوش طبیعت‌گرا» هم به آن‌ها اضافه شد. همچنین در نظریه او بعدها از دو نوع «هوش هستی‌گرا» و «هوش اخلاقی» هم سخن به میان آمد.

هوش هستی‌گرا یا هوش وجودی توجه به درک چرایی وجود خود، جهان و به نوعی خداوند است. هوش اخلاقی هم توجه به درک قواعد اخلاقی، انسانیت و ارزش‌های زندگی است. از آنجایی که سنجش میزان این دو هوش بسیار سخت و پیچیده است، اکثرا تست‌های سنجش هوش فقط همان هشت نوع اولیه را اندازه‌گیری می‌کنند. 

معرفی هوش‌های چندگانه گاردنر

هوش زبانی و کلامی (Verbal-Linguistic)

قابلیت استفاده‌ی موثر از زبان نوشتاری و گفتاری است. وکلا، نویسندگان و سخنرانان هوش زبانی بالایی دارند.

هوش منطقی و ریاضی (logical-mathematical)

توانایی تجزیه و تحلیل مشکلات به صورت منطقی، انجام راحت معادلات ریاضی و بررسی مسائل با استفاده از روش‌های علمی در این دسته است. افرادی که در جوامع علمی و محاسباتی فعالیت دارند احتمالا هوش منطقی و ریاضی بالایی دارند.

هوش موسیقی و ریتم (Musical-Rhythm)

قابلیت اجرا، ساختن و لذت بردن از الگوهای موسیقیایی از جمله تغییر ریتم و تن را دارند. موسیقی‌دانان موفق، سازندگان موسیقی و افرادی که به نوعی با موسیقی سر و کار دارند احتمالا در این هوش وضعیت خوبی دارند.

هوش بدنی و جنبشی (Bodily-Kinesthetical)

قابلیت استفاده از بدن برای ابراز احساسات به شمار می‌رود. افرادی که از این هوش برخوردارند با استفاده از هم‌آرایی جسمی مسائل را حل می‌کنند. بازیگران و ورزشکاران حرفه‌ای مثال بارز چنین افرادی هستند.

هوش دیداری و فضایی (Visual-Spatial)

قابلیت شناسایی، تفسیر الگوها و تصاویر و بازآفرینی اشیاء در فضای سه‌بعدی به شمار می‌رود. معماران موفق، مجسمه‌سازان و طراحان از هوش فضایی بالایی برخوردار هستند.

هوش بین‌فردی (Interpersonal)

قابلیت درک انگیزه‌ها، نیت‎‌ها و تمایلات دیگران به شمار می‌رود. این هوش افراد را قادر می‌سازد تا به خوبی با دیگران همکاری کنند. مشاغلی مانند مشاوره، تدریس و فروش افرادی را می‌طلبد که هوش بین‎‌فردی بالایی داشته‌باشند.

هوش درون‌فردی ‎ (Intrapersonal)

توانایی شناخت خود و ارزش‌گذاری برای احساسات و انگیزه‌های خود را دارند. مشاوران هنرپیشه‌ها، پرستاران و نویسنده‌ها افرادی هستند که درک شخصی بالایی دارند.

هوش طبیعت‌گرا ‎ (Natualistic)

قابلیت شناخت و قدردانی از ارتباط با دنیای طبیعی است. فضانوردان، زیست‎‌شناسان و جانورشناسان نمونه‌هایی از افرادی هستند که هوش طبیعت‌گرای بالایی دارند.

شاید همه‌ی ما انسان‌ها این هشت نوع هوش را داشته‌باشم اما میزان برخورداری ما از آن‌ها به عوامل مختلفی بستگی دارد. چیزهایی مثل ژنتیک و تجربیات ما در طول زندگی از جمله این موارد هستند. در واقع هوش یک توانایی بالقوه است که توسط فرهنگ یک محیط، فعال شده و به حل مسائل یا ابداع چیزهایی که برای فرهنگ ارزشمند هستند، کمک می کند.

دیدگاه خود را اینجا قرار دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

توجه: شما مجاز به کپی محتوا یا مشاهده سورس نیستید!!